محمدفرزاممحمدفرزام، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه سن داره

پسرم هدیه خدا

به به! عیدی

تو این پست همونطور که گفتم فقط قراره عیدی هایی که به گل پسری دادن بذارم. تمام عیدی هایی که گلم به صورت نقدی گرفته به حساب خودش واریز شده. مامان جون 50،000/مادرجون و آقاجون50،000/عمورضا و زن عمو 15،000 و اما بقیه هدیه ها: خاله معصوم: عمو حسین: عمو عبدالله و زن عمو: دایی سعید و زن دایی: خاله مریم: عمو اصغر: بابایی: و اما مامانی: گل پسرم عکسی از هدیه ام نذاشتم چون نمیشد ازش عکس بگیرم. یه استخر توپ که بابایی هنوز اونو باد نکرده. دوستت دارم گلم. ...
30 ارديبهشت 1391

نوروز 91

امسال اولین سالیه که گل پسرم در هنگام لحظه سال تحویل در کنار ماست. روز اول سال نو ساعت 8 صبح از خواب بیدار شدیم. پسر گلم هم بیدار شد و بعد از خوردن صبحانه و پوشیدن لباس عید به همراه من و بابایی کنار سفره 7 سین نشست. بعد از لحظه سال تحویل که ساعت 8:44:27 بود و تبریک سال جدید بهم و آروزی سال خوش برای یکدیگر و همچنین شکر خدای بزرگ ، از پسر گلم عکس گرفتم.البته اینقدر تکون خورد که میشه گفت فقط یکی از عکسها خوب شد. اینم عکس سفره 7 سین: بعد از اینکه چند تا عکس گرفتیم،آماده رفتن به عید دیدنی به خونه بزرگترها شدیم. اول به خونه مامان جون رفتیم.بعد از عید مبارکی و خوردن آجیل و میوه و گرفتن عیدی به خونه آقا...
1 ارديبهشت 1391

سال نو مبارک

سال نو رو به همه شادباش میگم.از صمیم دل براتون  آرزو میکنم   نوروزی که پیش رو دارید  آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید. یه سال سرشار از شادی،خنده،دوستی،همدلی، محبت و.... ودر نهایت برآورده شدن حاجات و خواسته های قلبی و  هر آنچه در ذهن دارید. الهی آمین                              سال نو مبارک        ...
31 فروردين 1391

سال 90 در یک نگاه

  سال 90 هم تمام شد.خدا رو شکر سال خوبی بود،ان شاالله سال جدید بهتر باشه. تو سال 90 اتفاقات خوبی رخ داد و یکی از بهترین اون اتفاقات به دنیا اومدن گل پسرم بود. یه سری عکس از سال 90 انتخاب کردم.میشه گفت مرور خاطرات 7 سین 90:   پسرم بهترین هدیه خدا: چند تا عکس از گل پسرم: ...
31 فروردين 1391

عروسی دایی جون

اینا عکسهای محمد فرزام تو جشن عروسی داییشه. پسر گل مامان شب حنا بندان داشتیم عکس می گرفتیم که تو بغل دایی خوابش برد. البته وقتی بیدار شد،با دایی و زن دایی عکس گرفت. این عکس هم مال شب عروسیه،البته این لباس یه کروات هم داشت!! از بس که این فسقلی این کروات رو تو دهنش کرد،خیس آب شد و منم بازش کردم. ان شاالله عروسی خودت  گل پسر مامان. ...
21 اسفند 1390